درسنامه آموزشی مطالعات فرهنگی کلاس دوازدهم انسانی
فصل دوم- درس 1: تغییرات و تحولات فرهنگی
فرهنگ ثابت است یا متغیر؟
تغییر در فرهنگ چگونه اتفاق میافتد؟ آیا همهٔ مؤلفههای فرهنگ تغییر میکنند؟
نیازهای انسان، به دو گروه به شرح زیر قابل تقسیم است:
الف) نیازهای ثابت: این نیازها به ذات انسان، فارغ از زمان، مکان و جنسیت او بازمیگردد و بین همهٔ انسانها مشترک است و ریشه در فطرت انسانی دارد؛ مانند: عدالتخواهی، پرسشگری، تعالیجویی، علمگرایی و زیباییدوستی. انسانها در طول تاریخ و در هر منطقهٔ جغرافیایی و با هر جنسیت و نژاد، این ویژگیهای مشترک را دارا بودهاند و هویت انسانی به این ویژگیها وابسته است.
ب) نیازهای متغیر: این نیازها در انسانهای مختلف، متناسب با جنسیت، قومیت، شرایط سنی، زمان و مکان، متفاوت است؛ هرچند نیازهای متغیر هم از اصول ثابت، تبعیت میکنند، لیکن متناسب با شرایط، و در هر فرد یا گروه، تجلی خاص خود را دارد؛ مانند مدل لباس و پوشش، نوع غذا و ابزارهای غذا خوردن و روش ساختوساز منزل مسکونی.
همچنان که نیازهای انسان، ثابت و متغیرند و عناصر ثابت و متغیر دارند، هویت فرهنگی فرد و جامعه نیز از عناصر ثابت و متغیر تشکیل شده است. این امر، از جمله پیچیدگیهای فرهنگ است که دو صفت یا دو ویژگی به ظاهر متناقض («ثبات» و «تغییر») را در خود جای داده است.
از یک سو، فرهنگ، «ثابت» به نظر میرسد، زیرا مواریث فرهنگی در یک دوره طولانی و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و فرهنگ «گذشته» در زمان «حال» برای نسل «آینده» تداوم مییابد و اگر تغییری هم در آن صورت پذیرد، آرام و کند است و به سادگی قابل مشاهده و درک نیست. باورها و ارزشهای اجتماعی در این گروه قرار دارند.
در فرهنگ ما ایرانیان، زبان و ادبیات فارسی طی صدها سال تداوم یافته و فقط با تغییرات جزئی مواجه بوده است.
اما از سوی دیگر، فرهنگ، «متغیر» است و در پاسخ به نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی انسان و متناسب با دگرگونی شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی به وجود میآید؛ مثلاً نحوهٔ طراحی و دوخت لباس و سبک معماری در دورهٔ قاجار، با دوره صفویه و با زمان حاضر، غالباً با هم متفاوتاند. این نوع تغییرات در لایههای بیرونی و سطحی فرهنگ اتفاق افتاده و برای همگان، قابل مشاهده است.
هر جهان فرهنگی نیز، متناسب با اوضاع اقلیمی و اجتماعی خود، در برابر تحولات محیط، واکنش نشان میدهد و در چارچوب مبانی و ارزشهای خویش، به گونهای عمل میکند که امکان بقا و ادامه حیات هویت فرهنگی خود را فراهم سازد.
تجزیه و تحلیل (صفحهٔ 37 کتاب درسی)
موضوع زیر را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و درباره آن در کلاس گفتگو کنید.
آیا از «روش زندگی» گذشتگان و یا نیاکان خود اطلاعی دارید؟ پدربزرگها و مادربزرگهای شما چگونه زندگی میکردند؟ مراسم ازدواج آنها چگونه برگزار میشد؟ آیا این مراسم، امروز هم، همانگونه برگزار میشود؟ چه عناصر فرهنگی در آنها، «ثابت» مانده است و کدامیک «تغییر» کرده است؟
چیستی دگرگونیهای فرهنگی
«چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟»
هر یک از شما دانشآموزان، این سؤال را، از سه گروه سنی زیر بپرسید و پاسخها را یادداشت کنید:
الف) پدربزرگها و مادربزرگها؛
ب) پدر و مادر خودتان؛
پ) برادران و خواهران کوچکتر، یا کودکان 7-6 ساله.
آیا پاسخها یکسان است؟ آیا هر سه گروه، که نمایندهٔ سه نسل هستند، یک نوع غذا را دوست دارند؟
همانطور که میدانید و پاسخها نشان میدهد، تا حدودی «ذائقهٔ غذایی» این سه نسل تغییر کرده و با هم متفاوت است. پدربزرگها و مادربزرگها، بیشتر غذاهای سنتی را دوست دارند و از خوردن آنها لذت میبرند، در حالیکه برخی فرزندان کوچک خانواده، به غذاهای آماده و فستفود، علاقهٔ بیشتری نشان میدهند. علت چیست؟ چرا این تغییر «ذائقهٔ غذایی» به وجود آمده است؟
آیا با تغییر نسلها، ذائقهٔ فرهنگی» جامعه هم تغییر میکند؟ آیا «علاقهمندیها و دوستداشتنیهای مردم» در طول زمان دگرگون میشود؟ بایدها و نبایدهای زندگی آنها چطور؟
ما در عصر تحولات گسترده و شگرف زندگی میکنیم. این تغییرات، تمام تاروپود جهان مادی ما را دربر گرفته است. نمود تغییرات و تحولات، در ساختههای بشری و فناوریها به خوبی مشهود است و با سرعت و گستردگی فراوان در حال انجام است. هر روز شاهد تغییر و تحول در مدل رایانهها، تلفنهای همراه، ماشینهای سواری، نحوهٔ ساختوساز و معماری خانهها و شهرها، روش درمان بیماریها و... هستیم. ما این تغییرات محسوس و مشهود را بهخوبی درک میکنیم و همپای این تغییرات، دگرگونیهایی را در زندگی فردی و جمعی خویش ایجاد میکنیم.
جهانهای اجتماعی و جهانهای فرهنگی نیز از قاعدهٔ «تغییر و تحول» پیروی میکنند و در عین وفاداری به ارزشهای بنیادی و جنبههای ثابت خود، در حال حرکت و دگرگونیاند. تمام جوامع، چه به صورت آرام و نامحسوس و چه به صورت ناگهانی و محسوس، تغییرات را تجربه میکنند. در واقع، حیات فردی و اجتماعی آدمی، دستخوش مجموعهای از دگرگونیهاست که پیامدهای مثبت و منفی فراوانی به همراه دارد. این دگرگونیهای فرهنگی، اجتنابناپذیرند و بهویژه در عصر حاضر بهصورت گسترده و با سرعت زیاد، جریان دارند. درک تغییرات و تحولات فرهنگی و تشخیص دگرگونیهای مثبت و مفید، از تحولات منفی و آسیبزا، نیازمند تیزبینی و دقت نظر فراوان است و با تأمل در پدیدههای فرهنگی حاصل میشود. انسانهایی که توانایی درک به موقع و زودهنگام تحولات را دارند، میتوانند آنها را مدیریت کنند و برای تحقق اهداف خویش از آنها بهره بگیرند. در مقابل، افرادی که توانایی دیدن و همپایی هوشمندانه و بهموقع این تغییرات را ندارند، معمولاً در زندگی روزمره با مشکل روبهرو شده و دچار «تحجر» و «عقبماندگی» میشوند.
تفاوت «تغییر فرهنگی» با «تحول فرهنگی» چیست؟
قبلاْ آموختید که جهان فرهنگی را میتوان به فرهنگ محسوس و فرهنگ غیرمحسوس و ناملموس تقسیم کرد. همچنین آموختید که عناصر و لایههای فرهنگ، به چهار سطح: عقاید و باورها، ارزشها، هنجارها و الگوها و نمادها تقسیم میشوند. دو سطح عقاید و ارزشها، لایههای زیرین و بنیادین فرهنگ را شکل میدهند و هنجارها و نمادها، لایههای سطحی و بالای فرهنگاند.
دگرگونی در لایههای سطحی با عنوان «تغییر فرهنگی» و دگرگونی در لایههای بنیادین با عنوان «تحول فرهنگی» نامیده میشود.
|
|
|
|
«تغییرات فرهنگی» شامل پدیدههای مادی و ملموس و عناصر فرعی فرهنگ است که در کوتاهمدت اتفاق افتاده و هر فرد میتواند شاهد آنها باشد.
«تحولات فرهنگی»، دگرگونی در ریشهها و ارزشهای بنیادی است که در یک دوره زمانی طولانی، و شاید در فاصله چند نسل، در یک جامعه اتفاق میافتد، و آثار و پیامدهای پایدار و ماندگار بر جای میگذارد. با نگاه نظاممند، تغییر هر جزء از فرهنگ، در کوتاهمدت یا درازمدت، میتواند تمام عناصر سیستم را تغییر دهد.
«تحولات فرهنگی»، علاوه بر دگرگونی در باورهای اساسی، نمادها و هنجارها را نیز تغییر داده، و میتواند هویت جهان اجتماعی و جهان فرهنگی را دگرگون سازد. ممکن است هر «تغییر فرهنگی»، باورها و ریشههای هویتی جامعه را تغییر ندهد، اما هر «تحول فرهنگی»، الگوها، هنجارها و نمادها را دگرگون میکند.
تجزیه و تحلیل (صفحهٔ 39 کتاب درسی)
«مسئله» زیر را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و درباره آن در کلاس گفتگو کنید.
ورود «تلفن همراه» به زندگی، کدام بخش از زندگی ما را تغییر داده است؟ آیا در سطح فرهنگ محسوس و ملموس تأثیر گذاشته است یا فرهنگ غیرمحسوس و ناملموس را هم متأثر کرده است؟ آیا زمینهساز «تغییر فرهنگی» است یا باعث «تحول فرهنگی» هم میشود؟
چگونگی دگرگونیهای فرهنگی و عوامل مؤثر بر آن
فرهنگها چگونه تغییر میکنند؟ عوامل مؤثر بر دگرگونیهای فرهنگی کداماند؟
|
چگونگی دگرگونی و عوامل مؤثر بر تغییرات و تحولات فرهنگی عبارتاند از:
1- نوجویی و نوآوری: یکی از ویژگیهای خدادای انسان، حس کنجکاوی و تعالیجویی است.این ویژگی، موجبات نوجویی، ابداع و نوآوری را در تمام عرصههای زندگی فردی و اجتماعی فراهم میآورد و عرصههای فرهنگی و جهان فرهنگی نیز براساس این ویژگی، دگرگون میشوند. این عامل، زمانی موضوع مطالعه فرهنگی قرار میگیرد که عمومیت یابد و تقریباً همهٔ افراد جامعه از این نوآوری متأثر شوند؛ مانند ورود تلفن همراه به زندگی فردی و اجتماعی ما و تأثیر آن بر فرهنگ جامعه.
2- پذیرش اجتماعی و فرهنگی: آنگاه که عنصر فرهنگی جدید، به واسطه نوجویی یا در اثر مبادلات فرهنگی با سایر فرهنگها، وارد فرهنگ میشود و مورد پذیرش عمومی قرار میگیرد، زمینهٔ دگرگونی فرهنگی را فراهم میآورد. به عنوان مثال: استفاده از روش برگزاری انتخابات برای جابهجایی قدرت در کشورها. اما اگر نوآوری که بهوسیلهٔ یک فرد و یا گروهی از افراد جامعه عرضه میشود، مورد توجه و تبعیت همگان قرار نگیرد، و به دست فراموشی سپرده شود، این نوآوری، باعث تحول فرهنگی نمیشود.
3- طرد اجتماعی و فرهنگی: با ورود عنصر فرهنگی جدید، برخی از عناصر ناکارآمد فرهنگ موجود، به ویژه در دو لایه نمادها و هنجارها، یا تغییر کرده و یا طرد شده و کنار گذاشته میشوند. هر یک از تغییرات مذکور، میتوانند در کوتاهمدت یا درازمدت، زمینهٔ دگرگونی عناصر و مؤلفههای فرهنگی را فراهم آورند. همچنین اگر عناصری از فرهنگ با ارزشها و نیازهای جدید سازگار نبوده و پاسخگوی آنها نباشند، طرد میشوند.
4- تلفیق و انطباق: عنصر فرهنگی تازه وارد برای پذیرفته شدن در یک جامعه، مراحلی را میگذراند و برحسب نقش و اهمیتی که دارد، تأثیرات و تغییراتی را در عناصر همجوار ایجاد میکند. ممکن است مدتزمانی طولانی (مثلاً یک نسل یا بیشتر) لازم باشد تا بین عنصر تازه وارد و عناصر قدیم، سازگاری و انطباق مطلوب ایجاد شود.
مثال: اگر ورود اتومبیل به ایران را به عنوان محصول صنعتی تازه در نظر بگیریم که شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص خود را میطلبیده است، این نوآوری پس از مخالفتها و طرفداریهای چندین ساله، بهتدریج وسایل نقلیهای چون اسب، قاطر، درشکه، دلیجان و مشاغلی مانند درشکهچی، نعلبند، علاف و... را از صحنه نیازمندیهای عمومی خارج کرد و بهجای آن تأسیساتی چون گاراژ، پمپ بنزین، تعمیرگاه، ادارهٔ راهنمایی و رانندگی و مشاغلی مانند مکانیکی، پنچرگیری، صافکاری و رانندگی را بهوجود آورد. همچنین کلمات و اصطلاحاتی مانند ترافیک، ترمز، شوفر، راننده و... را رایج ساخت.
گفتگو کنید (صفحهٔ 41 کتاب درسی)
چه نمادها و هنجارهایی را در زندگی ما ایرانیان میشناسید که در چند گذشته از جامعه طرد شده و کنار گذاشته شده است؟ و چه نمادها و هنجارهایی را میشناسید که مجدداْ از گذشتههای دور، به زندگی امروز ما راه پیدا کردهاند؟
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 42 کتاب درسی)
همان گونه که می دانید پیامبران الهی برای تغییر «فرهنگ غیرالهی» و شرکآلود مبعوث شدهاند تا آن را به «فرهنگ توحیدی» و خدامحور تبدیل کنند. پیامبراکرم (ص) نیز این رسالت را به عهده داشت تا «فرهنگ جاهلیت» را به «فرهنگ توحیدی» تغییر دهد. به نظر شما «فرهنگ جاهلیت» قبل از بعثت پیامبر عزیز اسلام چه ویژگی هایی داشت؟ و کدامیک از این ویژگیها با وجود تلاش پیامبراعظم (ص) تا پس از رحلت ایشان ادامه یافت؟
تأخر فرهنگی چیست؟
تأخر فرهنگی (Cultural Lag) به صورتهای مختلف مانند عقبماندگی فرهنگی و واپس ماندگی فرهنگی نیز معنا شده است. تأخر فرهنگی نوعی عدم تعادل فرهنگی به حساب میآید و بهمعنای فاصله عناصر و اجزای یک فرهنگ با یکدیگر، از نظر آهنگ حرکت آنهاست، بعضی از عناصر فرهنگ، نظیر فنون و ابزارهای مادی، زودتر از اندیشهها و عقاید یا سازمانهای اجتماعی پذیرفته میشوند. به این ترتیب، در درون یک فرهنگ، اجزا از یکدیگر جدا و گاه بیگانه میشوند. در اثر این تغییر، نابسامانی و ناهماهنگی در مجموعه ترکیب و نظم فرهنگی بهوجود میآید. عدم هماهنگی در تغییر عنصرهای یک ترکیب فرهنگی را، تأخر یا پسافتادگی فرهنگی میگویند.

چنانکه قبلاً آموختید فرهنگ غیرمحسوس، ریشهدارتر و عمیقتر است و نمیتواند با سرعتِ فرهنگ محسوس، تغییر کند. ما میتوانیم لباس و پوشاک، خودرو، لوازم خانگی، محل سکونت و... خود را به سرعت عوض کنیم و آخرین تکنولوژی را از کشورهای دیگر وارد کنیم، اما هرگز نمیتوانیم با این سرعت، عقاید، ارزشها و هنجارهای فرهنگی (فرهنگ غیرمحسوس) خود را تغییر دهیم؛ زیرا این تحولات، سالها طول میکشد و بسیار کند است؛ و براساس اصل «مقاومت فرهنگی»، پذیرفتن تغییر یا مقاومت در برابر آن، در تمام اجزا و عناصر فرهنگی به یک شکل و اندازه نیست. در نتیجه، در همهٔ جوامع، نوعی ناهماهنگی میان اجزای تشکیل دهندهٔ فرهنگ وجود دارد و بین این دو بخش، فاصلهای وجود دارد که اصطلاحاْ به آن «تأخر فرهنگی» میگویند.
تحقیق کنید (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
با گسترش ساخت آپارتمانها و مجتمعهای مسکونی، مناسبات انسانی در این مجموعهها، تغییر کرده است. از منظر تأخر فرهنگی، پدیده آپارتماننشینی و فرهنگ آن را، تجزیه و تحلیل کرده و نتیجه را در کلاس گزارش دهید.


